جستجو



یادداشت بعدی



تعداد بازدیدکنندگان



RSS 2.0
Powered by: blogsky.com
صفحه اصلی


آرشیو عکسها

ارسال پیام خصوصی


درباره شماره یک

پروفایل نویسنده



پاک شد

یکشنبه 8 شهریور 1388 , ساعت 19:28

!توجه » آرشیو ، نوشته های پیشین و سایتها در پایین صفحه می باشند
به نام خدا

پرورش شترمرغ ! پرورش شترمرغ !
آموزش پرورش شترمرغ
شغلی پردرآمد با تسهیلات بانکی
زیباترین مستند جهان
مجموعه حیات وحش بی نظیر(حیات)
زیرنویس فارسی محصول ۲۰۰۹
X
تبلیغات در بلاگ اسکای



مصاحبه اختصاصی با نویسنده وبلاگ شماره یک

- خودت رو معرفی می کنی؟
فرشید ، دانشجوی کارشناسی ناپیوسته عمران-آب ، ۲۲سال هم سن دارم

- قصد نداری چیز جدیدی در مورد خودت بگی؟!!
فکر می کنم برای دنیای مجازی همین قدر اطلاعات در مورد خودم کافی باشه!

- وبلاگ نویسی رو از کی شروع کردی؟
۱۳آبان ۸۷

- پس  شماره یک اولین وبلاگت بوده؟
آره

- هدفت از این کار (وبلاگ نویسی) چی بود؟
در ابتدا هدف خاصی نداشتم خیلی اتفاقی وارد سیستم بلاگ اسکای شدم و

برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
________________________________




* آموزش رانندگی در تهران


- مواد لازم: خودرو         یکعدد
- شرح کار: سوار خودرو شده و به سمت مقصد حرکت کنید!



* چگونه وبلاگ نویسی کنیم؟!

- مواد لازم: وبلاگ         یکعدد
- شرح کار: وبلاگ را باز کرده و در آن بنویسید!



* شباهت های رانندگی و وبلاگ نویسی:


در هر دو مورد چگونگی انجام کار مهم نیست!

 مثال: به هیچ عنوان اهمیتی ندارد در هنگام رانندگی قوانین را رعایت کنید و به حقوق دیگران احترام بگذارید فقط کافیست به مقصد فکر کنید و پدال سمت راست را بیشتر و بیشتر فشار دهید! و به همین ترتیب اصلا اهمیت ندهید که خوانندگان وبلاگتان می بایستی مسخره ترین اتفاقی را که مابین شما و زوج محترمتان اتفاق افتاده، بخوانند و همچنین مهم نیست که شما وبلاگ را با دفترچه خاطرات شخصیتان اشتباه گرفته اید!!!





توجه: از کسانی که ناراحتی قلبی دارند خواهشمند است ابتدا پانوشت انتهایی را بخوانند!

  خودکشی در غرب تهران
واحد خبر- شب گذشته جوان ۲۲ ساله از طبقه دوازدهم یک مجتمع مسکونی در غرب تهران خود را به پایین پرتاب و اقدام به خودکشی نمود که منجر به مرگ وی شد.
به گزارش خبرنگار واحد خبر، "فرشید الف" دانشجوی کارشناسی ناپیوسته عمران-آب و نویسنده وبلاگ شماره یک، پس از تحمل مشکلات روحی و روانی فراوان سرانجام حوالی ساعت ۱۰ شب گذشته به زندگی خود پایان داد!
به گفته دوستان و نزدیکان، وی از مدتها قبل پس از اینکه متوجه شد موضوع بیش از ۹۰ % وبلاگ های فارسی زبان را مسائل عاشقی اتفاق افتاده میان دختران و پسران جوان تشکیل می دهد دچار ناراحتی شدید روحی شده بطوریکه اخیرا بخش نظرات وبلاگ خود را بمدت چند روز بسته و دیگر همانند گذشته به فاصله منظم آپ نمی کرده!
تحقیقات پلیس آگاهی برای روشن شدن زوایای پنهان مرگ این جوان همچنان ادامه دارد.


+++انتهای خبر     تاریخ درج خبر..... 29/02/88       کد خبر.... . 885102-25




پ. ن. : اگه زمانی تو روزنامه ها یا سایتهای خبری، همچین خبری رو خوندین شک نکنید که مرحوم شده ام! در غیر اینصورت زنده و در سلامتی کامل به سر می برم!

________________________________



س. ن. : [حذف شد]



 یکی از همکاران کارت عابر بانک خودش رو به من داد تا مقداری پول براش بگیرم، رمز کارت هم روی کاغذی نوشت و به من سپرد! به سرعت عدد ۴ رقمی به حافظه سپردم، کاغذ رو پاره کردم و همزمان به همکار عزیز توضیح می دادم که : ...... هیچ وقت رمز عبور رو نباید جایی بنویسی ... مخصوصا اگه همراه کارت باشه ... امنیت خیلی مهمه! ... زبونم لال اگه خدایی نکرده ....... از طرفی حافظه انسان توانایی های زیادی داره ..... یه مرغ هم می تونه این عدد ۴ رقمی رو حفظ کنه! ......
نطقم که تموم شد از شدت خنده پخش زمین شدم! همکار عزیز ضمن اینکه کمک می کرد من رو از روی زمین جمع کنه، از لابلای خنده های من شنید که :
رمز عبور چند بود ؟!!!!!!


پ. ن. : سوژه ی طنز پیدا نکردم تصمیم گرفتم قسمتی از "داستانهای من و خودم" رو بنویسم!





- توجه: از کسانی که ناراحتی قلبی دارند خواهشمند است ابتدا پ. ن. انتهایی را بخوانند!

تصادف مرگبار در آزادراه تهران-کرج
   واحد خبر- این حادثه در ساعت ۱۲:۳۰ روز شنبه در کیلومتر ۱۵ آزادراه تهران-کرج روی داد و خودروی پراید پس از ناتوانی راننده در کنترل وسیله نقلیه با گاردیل میانی اتوبان برخورد کرده و واژگون می شود. فرشید الف راننده این خودرو بر اثر شدت جراحات وارده دردم جان سپرد. بر اساس شواهد موجود وی دانشجوی کارشناسی ناپیوسته رشته عمران-آب و نویسنده وبلاگ شماره یک بوده و در روز حادثه قصد عزیمت به دانشگاه را داشته است.
بنا به گفته شاهدان، سواری پراید سرعتی نزدیک به ۱۵۰ کیلومتر در ساعت داشته است و در بررسی های کارشناس تصادفات راهور ناجا، خودروی حادثه دیده دارای نقص فنی در قسمت ترمزها، فرمان، جلوبندی، شیشه بالابر و قفل مرکزی سمت شاگرد راننده بوده.
لازم بذکر است که بعد از گذشت ۳ روز از این حادثه، ماموران پزشک قانونی همچنان مشغول جمع آوری بقایای جسد متوفی می باشند.

+++انتهای خبر     تاریخ درج خبر..... 21/02/88       کد خبر.... . 886226-25


پ. ن. : اگه زمانی تو روزنامه ها یا سایتهای خبری، همچین خبری رو خوندین شک نکنید که به دیار باقی شتافتم! در غیر اینصورت زنده ام و در سلامتی کامل به سر می برم!
________________________________


س. ن. : «تغییر» و «تغییرات» عاملی وابسته به زمان است.


معانی و تعریف ها نیز در اثر مرور زمان دچار «تغییر» شده اند. چند مثال:


در گذشته

* استادیوم فوتبال
مکانی برای برگزاری ورزش فوتبال که علاقه مندان می توانند در این محل از نزدیک رقابت ۲تیم مسابقه دهنده را تماشا و تیم محبوب خود را تشویق کنند.
 
* پیاده رو
قسمتی از معابر که اختصاص به تردد عابرین پیاده دارد.

* بوق خودرو
هشدار دهنده ای صوتی که در مواقع اضطراری توسط راننده خودرو به صدا در می آید.

* بازنشسته
فردی که پس از ۳۰ سال کار در یک سازمان دولتی، در دوران بازنشستگی زمان استراحت و فراغت از کار او می باشد.

* زندان
افراد بزهکار و متخلف برای اصلاح و تنبیه طی مدت مشخصی در این محل نگهداری می شوند.

* چراغ راهنمایی و رانندگی
وسیله ای که برای ایجاد نظم عبور و مرور در تقاطع ها استفاده شده و دارای رنگهای سبز، زرد و قرمز که هر یک طبق قانون تعریف خاصی دارد.



حال

* استادیوم فوتبال
مکانی که در آن هر اتفاقی قابل مشاهده می باشد غیر از ورزش فوتبال! و تماشاگران آن هر کاری می کنند غیر از تشویق تیم محبوب خود!!

* پیاده رو
قسمتی از معابر که اختصاص به: تردد موتور سیکلت، پارک خودرو، تخلیه نخاله ساختمانی، سد معبر توسط اصناف و ... داشته و عابرین پیاده در صورتیکه برای موارد فوق ایجاد مزاحمت نکنند، می توانند در آن تردد کنند!!!

* بوق خودرو
وسیله ای که بدون آن، خودرو تعریف نمی شود! و استفاده های بیشماری دارد؛ از جمله: همراهی کاروان عروس، ابراز علاقه یا خشم و ناراحتی، سلام یا خداحافظی به/از راننده خودروی دیگر یا عابر پیاده، زمان سبز شدن چراغ راهنمایی و رانندگی،  و هنگامیکه بخواهیم توجه شخص خاصی را به کار خاصی جلب کنیم!!

* بازنشسته
فردی که پس از ۳۰ سال کار در یک سازمان دولتی، می بایست همچنان به کار (شغل آزاد، مسافرکشی، ...) ادامه دهد!

* زندان
محلی که افراد بزهکار و متخلف، هالیدی خود را در آنجا می گذرانند، به تبادل اطلاعات در حرفه خود می پردازند و برای زمان آزادی یا مرخصی، تشکیل باندهای تبهکاری داده و نقشه اعمال مجرمانه می کشند!

* چراغ راهنمایی و رانندگی
وسیله ای کاملا تزئینی که برای زیبایی شهر در محل های مختلف نصب شده و معانی رنگهای آن برحسب برداشت هر شهروند متفاوت می باشد!

________________________________



چگونه عمر طولانی داشته باشیم؟!


- هیچگاه فکر نکنید*؛ هر چقدر کمتر از عقلتون استفاده کنید بیشتر عمر می کنید!


- هر کاری را با آرامش و آزادانه انجام دهید و اهمیت ندهید که این کار شما سبب برهم زدن آرامش و آزادی سایرین می شود!


- همیشه حق خود را بگیرید؛ حتی زمانی که حق با شما نیست!


- خودخواه باشید و این نکته را در نظر داشته باشید که مسائل و مشکلات دیگران (حتی دوستان و نزدیکان) به هیچ عنوان به شما مربوط نمی باشد!


- کمتر گوش دهید و بیشتر حرف بزنید!




* یه ضرب المثل چینی هست که میگه: فکر کردن آفت زندگی است!!!



________________________________



  چنانچه در پیاده رو در حال تردد هستید ... و شخصی با گفتن این جملات که "سلام آقا/خانم خسته نباشید حال شما خوبه؟! ببخشید ..." به شما نزدیک می شود و در مقابل شما می ایستد شک نکنید که با یک تکدی گر روبرو شده اید ... از ۲ حالت بیشتر خارج نیست یا اینکه می خواد برگرده شهرستان ولی پول نداره یا اینکه مادرش که اون گوشه خیابون نشسته (و با انگشت بهش اشاره می کنه!) قلبش باید عمل بشه و پول نداره! ...و در هر دو حالت شما بایستی مقداری از این هزینه ها را پرداخت کنید!




* به هیچ عنوان در هنگام پیاده روی نایستید! و چنانچه کسی قصد نزدیک شدن به شما را داشت بر سرعت خود بیافزایید!


* در برخی از موارد ممکن است شخصی معتاد در مقابل شما قرار گیرد و ادعا کند که ۶ روز است چیزی نخورده و از شما پول طلب کرده تا بتواند از بهر آن غذایی برای خود تهیه نماید! (که ۱۰۰ البته دروغ گفته و قصد دارد با آن پول زهرماری خریده و مصرف کند!!!)

- خاطره مرتبط: در سرخوشانه ترین حالت ممکن بودم که طرف اومد جلومو گرفت، بعد از کلی بالا کشیدن آب بینی و خاروندن خودش و گفتن شرح حال زندگی (از قبیل اینکه مادرش فوت کرده و باباش رفته یه زن ناسالم (!) گرفته و اونم اینو از در خونه انداخته بیرون و ...) و کلی اشک و آه و گریه و زاری ، وقتی فهمید من حالیم نمی شه که اینا یعنی اینکه باید بهش پول بدم خودش گفت: "پول بده می خوام یه پیراشکی با نوشابه بخورم" !!!!!!!

پیش خودم فکر می کردم لابد یه چند سال دیگه یکی جلومونو می گیره میگه "یه پولی بده می خوام پیتزا پپرونی با سالاد فصل بخورم!"


* حساس، زودباور، با عاطفه، ساده، ...

اگر متدکیان بیشتر به سمت شما می آیند مطمئن باشید که ظاهرتان نشاندهنده این خصوصیات شخصیتی شما می باشد.




________________________________



س. ن. : سال گاو مبارک!


* گاوها چند دسته اند؟!
- دسته اول حیواناتی اهلی که از گوشت و شیر و پوست آنها استفاده می شود.
- دسته دوم انسانهایی که از نظر ظاهری بسیار شبیه انسانهای معمولی بوده ولی درک و شعور آنها به اندازه ی گاوهای دسته اول می باشد!
- دسته سوم انسانهایی که نه تنها درک و شعورشان به اندازه ی گاوهای دسته اول می باشد بلکه از نظر جثه و ظاهر نیز همانند گاوهای دسته اول می باشند!


* نکته: برای اینکه متوجه شوید با کدام دسته از گاوها روبرو هستید به مثال زیر توجه کنید!

«مثال»
 ... در پیاده رو در حال قدم زدن هستید ... ناگهان یک گاو (!) بهتان تنه می زند به صورتی که شما به گوشه ای پرت می شوید! ... با ناراحتی اعتراض می کنید ... چنانچه:
...هیچگونه عکس العملی از طرف مقابل دریافت نکردید شما با یک گاو دسته اولی طرف هستید (خب چون گاوهای دسته ی اول نمی توانند تشخیص دهند یا نمی فهمند که شما چی گفتید پس واضح است که عکس العملی نداشته باشند!)


...به شما که در گوشه ای از پیاده رو پخش زمین شده اید نگاهی کرده ولی چیزی نمی گوید و براه خود ادامه می دهد و یا بطور کلی هر چیزی غیر از یک عذرخواهی ساده از ایشان تحویل گرفتید مطمئن باشید که یک گاو دسته دومی به شما برخورد کرده است!


...گاو محترم بعد از اعتراض شما، همراه با چندین فحش آبدار و رکیک به سمتتان حمله ور شد، متاسفانه این گاو از نوع گاوهای دسته سوم می باشد!!! 



________________________________






























* توجه: این یادداشت با آبلیمو نوشته شده است! برای خواندن نوشته ها روی مانیتور اتو (اطو؟) بکشید!!!!!!!


________________________________




* اولا: سوژه ها برای یادداشت جدید تکراری است، پس از درج یادداشت با سوژه تکراری خودداری می کنم!


* دوما: کسانی که عامل مهم «جای پارک برای ماشین» را در یادداشت قبل نادیده گرفته اند بدانند که چنانچه دلِ خوش و پول داشته باشید و در چونه زدن و تخفیف گرفتن از فروشنده تبحر خاصی دارید، شک نکنید که نمی توانید جای پارک پیدا کنید!


* سوما: برای خانه تکانی شب عید به هیچگونه «مواد لازم» احتیاجی نمی باشد؛ فقط کافیست از یک نقطه منزل خود خانه تکانی را شروع کرده... و به مرور زمان متوجه خواهید شد که شب عیدی چه اشتباه بزرگی در حق خود و خانواده گرام کرده اید!






________________________________



* مواد لازم برای خرید شب عید :


- پول

- دلِ خوش

- جای پارک برای ماشین

- فک برای چونه زدن و تخفیف گرفتن از فروشنده




________________________________



مواد لازم :

- قابلمه محتوی پلو یا آش (اگر دیگ باشد بهتر است!) به ازای هر ۷ نفر یک عدد

- سیخ کباب
- زغال (چنانچه زغال در دسترس نمی باشد درخت در محل موجود می باشد !)
- توپ والیبال
- گاز پیک نیکی !
- مقداری طناب
- چادر مسافرتی
- پرتقال یک جعبه (حداقل) !
- تخمه به ازای هر نفر یک کیلو
- وسیله حمل و نقل (شامل هر وسیله ی چرخداری که بتواند شما را به محل مورد نظر جهت انجام فریضه پیک نیکی برساند که می تواند شامل : موتور ، وانت ، سواری (مدل ۵۶ الی ۸۷ پلاک عمومی یا دولتی یا شخصی) ، کامیونت و … باشد)



شرح برنامه :

۱- ابتدا نیت کنید !


۲- محلی را برای پیک نیک خود انتخاب نموده (مکانی که دارای تراکم درخت بیشتری می باشد در اولویت قرار دارد ؛ چنانچه درخت موجود نمی باشد مقداری چمن یا بوته نیز مورد قبول است !)


۳- مواد لازم را تهیه نمائید


۴- مواد لازم بعلاوه نفراتی که قصد شرکت در این برنامه را دارند در وسیله حمل و نقل خود جا دهید !


۵- در طول مسیر کمی تنقلات از قبیل چیپس و پفک و لواشک خریداری کرده و تا مقصد بهمراه مقادیری تخمه و پرتقال صرف شود !


۶- در محل پیک نیکی : زیرانداز ها را پهن کرده ! ... قبل از هر کاری آتش روشن کنید ! (در این قسمت به صورتی عمل کنید که تا پایان برنامه پیک نیک ، تا فاصله ۱۰۰ متری در آن محل درخت و فضای سبزی دیگر وجود نداشته باشد!) ... هر چیزی که قابل خوردن باشد را میل کنید ! ... طنابها را به دو درخت نزدیک بهم وصل کرده ، یک بالشت روی آن گذاشته و روی آن نشسته ، تاب بخورید و لذت ببرید ! ... و ...


توضیح مهم : تولید زباله و پخش آن در طبیعت از اهداف مهم پیک نیک می باشد ، پس در رسیدن به این هدف از هیچ کوششی دریغ نکنید !!!



________________________________





با این استدلال که امروز حتما روز خوب تری از دیروز است از خانه خارج می شوی … باران بهاری (آنهم در زمستان) سبب شده که تمامی خاکها شسته شده و بصورت گل و شل در محل های عبور و مرور پدیدار شود … پرندگان ، بلبلان و کلاغان چه چهه می زنند (صدای پرندگان که در میان اصوات ماشین ها و بوق ها ، سیستمهای صوتی و اگزوزهای سوراخ شنیده نمی شود – بلبلان بر خلاف انسانها نتوانستند خود را با شرایط زندگی شهری وفق دهند و سکته کرده اند – کلاغان نیز بر اثر آلودگی هوا در دیماه از تهران مهاجرت کرده اند – این یک لینک مرتبط است) به قدری همه چیز خوب است که اصلا حاضر نیستی با خودروی شخصی خودت که باعث ایجاد ترافیک و ایجاد گازهای گلخانه ای و آلودگی هوا و آلودگی صوتی و هزار تا بلای خانمان سوز دیگر می شود ، سفر درون شهری انجام بدی ! … با هزار و یک امید و آرزو به سمت مترو (که این روزها از بقیه وسایل حمل و نقل عمومی خوب تر است) حرکت می کنی … هنگامیکه به محلی می رسی که انباشته از گِل است با دیدن حرکات ژانگولری عابران پیاده به شدت می خندی و اندکی بعد زمانی فرا می رسد که همه ی آن عابران می خندند و این دقیقا همان زمانی است که شما به زمین خورده اید (و این خیلی خوب است)  …
در مترو («-- این یک لینک است) نیز کلی اتفاق خوب رخ می دهد ، صبر و تامل قطار در هر ایستگاه سبب استفاده بیشتر از زیبایی های آن می شود ، و لحظه به لحظه از احساس قشنگ سرشار می شوی ، و همچنان همه چیز خوب است …
توجه ات به این موضوع جلب می شود که … "سازمان زیباسازی شهرداری" کارهای بسیاری را برای زیباتر شدن شهر انجام داده است : خط کشی خیابانها ، پل ها و خط کشی های عابر پیاده ، چراغهای چشمک زن زرد و قرمز  و غیره همگی فقط برای زیبایی شهر می باشند و هیچ کاربرد دیگری ندارند و این از خصوصیات یک شهر خوب است …
اغراق نیست اگر بگویم همه چیز تا انتهای شب بدون هیچ مشکلی ، خوب گذشت …





توضیح: در عنوان و متن به جای لغت "خوب" از لغت "افتضاح" استفاده نموده و یادداشت را دوباره بخوانید!



________________________________





س. ن. : آب از سرچشمه گل آلود است ...




توضیح ۱: ندارد
توضیح ۲: به اولین نفری که بتواند ارتباط بین عنوان یادداشت و سرنوشت ذکر شده را پیدا کند ، جایزه نفیسی اهدا خواهد شد !
توضیح ۳: کسانی که فکر می کنند نبودن سوژه عامل ایجاد این یادداشت می باشد ، مرتکب اشتباه بزرگی شده اند !
توضیح ۴: آبگرمکن دیواری علاوه بر مصرف کمتر گاز ، فضای کمتری را اشغال می کند ! 





________________________________





قابل توجه کسانی که تازه به شهر آمده اند و یا بعد از سالها زندگی شهری هنوز با فرهنگ شهر نشینی و قوانین شهروندی آشنا نیستند ...


عاجزانه ! خواهشمندیم موارد زیر را در زندگی شهری خود رعایت نمائید :



* آب دهان شما حاوی مقادیری زیاد پروتئین و مواد مفید برای بدن می باشد پس لطفا با زمین انداختن آن و تف کردن بیجا ، آنرا هدر ندهید!

* تکنولوژی در این چند سال گذشته به حدی پیشرفت کرده که نیازی نمی باشد هنگام حرف زدن با موبایل داد بزنید!

* حیف نیست گاو و گوسفند های نازنین خود را فروخته و به جای آن ماشین می خرید ؟!

* امروزه خواص و فواید سیر و پیاز بر هیچکس پوشیده نمی باشد ولی رعایت چند نکته بعد از مصرف آنها ضروری است : حتی الامکان تا رفع کامل بوی آن از درب منزل بیرون نیایید ! چنانچه مجبور هستید برای انجام کاری منزل را ترک کنید از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده نکنید ! چنانچه باز هم مجبور به انجام این کار هستید خواهشا در طول سفر بازدم خود را بیرون ندهید! (اصلا نفس نکشید !)

* پیامبر (ص) فرموده اند «النظافة من الایمان» ، با حمام رفتن و رعایت بهداشت فردی ، علاوه بر اجرای دستورات الهی سایر کسانی را که مجبورند نزدیکی با شما را تجربه کنند ، از خطر خفگی نجات دهید!

* مکث زیاد و چرت و پرت گفتن ها ، هنگامی که شخصی از شما آدرس می خواهد هیچ کمکی به طرف مقابل نمی کند و در این مواقع ذکر یک "نمی دانم" یا "بلد نیستم" کافی می باشد!





- توضیح ۱: منظور از نزدیکی بکار رفته در مورد پنجم ، بُعد فاصله (distance) می باشد!!!


- توضیح ۲: در آینده ممکن است مواردی دیگر به این یادداشت (یا در یادداشتی دیگر) اضافه شود .



 

________________________________





س. ن. : عده ای از آدمها در زندگی روزمره خود از حرفهای تکراری استفاده می کنند .




* فروشنده ی بوتیک در حالی که شما لباسی را پرو کردید که به تن شما گریه می کند! : چقدر این لباس به شما می یاد !


* تکدی گر (همون گدا !) در حالی که تمام وزن او بر روی پاهای شما می باشد! : یه پولی بده !!


* افراد بیکار در دنیای مجازی : چه وبلاگ خوبی داری ! به من هم سر بزن فقط نظر یادت نره !!!


* در مغازه تعمیرات موبایل یا کامپیوتر در حالیکه که موبایل یا کامپیوتر خود را برای تعمیر چند روز قبل به این مغازه سپرده بودید :  ویروسی شده بود !


* در هنگام تصادف ، راننده ماشین مقابل (هیچ فرقی هم نمی کنه که مقصر باشه یا نه!) : الاغ ! رانندگی بلد نیستی ؟!؟!


* همسایه ای که از فرهنگ آپارتمان نشینی چیزی نمی داند ، در پاسخ به شما هنگامیکه از صدای چکش یا دریل در ساعت 12 شب گله دارید : چهار دیواری اختیاری !


* مزاحمین نوامیس هنگامیکه جنس مخالف را رویت کنند : *&@^^*$    ()*@&    @#@!×)*  !!!


* فروشنده سوپر مارکت در حالی که شما جنس با مارکِ مشخصی درخواست می کنید : نداریم ، ولی اینو ببر هر کی خریده راضی بوده ! من خودم هم تو خونه از این استفاده می کنم !!!


* راننده تاکسی علی الخصوص در زمانی که بسیار عجله دارید : پول خرد ندارم !


* اهالی ورزش بعد از مسابقه و باخت در مقابل حریف : داور حق ما رو خورد ! این زمین نیست !!! ما اعتراض داریم !!!!!


* آرایشگر بعد از اینکه که موهای شما را بطور جبران ناپذیری خراب کرده! : این مدل مو بیشتر بهتون میاد!!!!


* «روابط عمومی وبلاگ شماره یک» هنگامیکه از زمان درج یادداشت گذشته باشد : از تاخیر بوجود آمده عذرخواهی می کنیم !



توضیح : به دو دلیل حرفهای مزاحمین نوامیس مشخص نمی باشد : ۱- حرفهایی که این دسته از آدمها می زنند واقعا مشخص نیست ! ۲- وبلاگ شماره یک جای اینگونه حرفها نیست !!!





 
________________________________



س. ن. : شماره یک ها هیچوقت خوشبخت نیستند ، چون همیشه نگران این هستند که شماره دو شوند !



صف
صف پدیده ای مختص جوامع بشری است و عامل انسانی همیشه در آن دخیل می باشد بهمین دلیل است که شما هیچگاه در بین حیوانات صفی را مشاهده نمی کنید ! صفها در اثر ازدحام افرادی که خواهان دریافت خدمت یا کالایی هستند بصورت کاملا خودجوش و پیش بینی نشده بوجود می آیند . عده ای از کارشناسان بر این باورند که هنگامی که ارائه دهندگان کالا یا خدمات از عرضه آن (کالا یا خدمات) در مدت زمان کوتاه یا بصورت زمانبندی شده عاجز باشند ، بصورت فرضی صف ایجاد شده و افرادی بصورت قطعی در آن جای می گیرند !
عموما در صف (صفها) اتفاقات مهمی از قبیل آشنایی ها ، دوستی ها ، برخوردها (اعم از خشن  یا آرام) و ... رخ می دهد که با توجه به نوع صف ، میانگین سنی افراد و موضوع صف متفاوت بوده .
صفها به دو دسته تقسیم می شوند : صفهای منظم و صفهای آشفته . صفِ منظم صفی است که در آن فرد بعد از مدت زمان نسبتا مشخصی از انتهای صف به ابتدای آن رسیده و شخصی که دیرتر به صف پیوسته باشد از کسی که زودتر در صف قرار گرفته باشد دیرتر به ابتدای صف می رسد از کسی که زودتر در صف حضور داشته !!! ولی در صفهای آشفته هیچگونه قانونی وجود نداشته و قدرت بدنی بالا ، پرروئی ، سرعت العمل و تیزهوشی از عوامل موفقیت اشخاص حاضر در این گونه صفها می باشد ؛ لازم بذکر است که صفهای آشفته زمانی بوجود می آیند که عامه مردم  -به اشتباه- فکر می کنند صفی وجود ندارد !
گفتنی است که در هیچ یک از انواع صفها ، مدت زمان لازم برای رسیدن به ابتدای صف هیچگاه  قابل محاسبه و پیش بینی نبوده و صرفا به شانس ، قضا و قدر ، شرایط آب و هوایی و هر چیز بی ربط دیگری بستگی دارد !
اشتراک در یک موضوع بین متفاوت ترین افراد حاضر در یک صف ، از ویژگی های جالب صفها می باشد !
بر اساس آخرین یافته دانشمندان و محققان ، عمر انسانها در کشورهای جهان سوم به سه قسمت تقسیم و سپری می شود : یک سوم در خواب ، یک سوم در صفها ، و یک سوم  باقیمانده در هر جایی غیر از صفها !!!!!

________________________________



س. ن. : تیمور شرقی نام کشوری در جنوب شرقی آسیا است ؛ جزیره ای که با حدود ۱/۵ میلیون نفر جمعیت ، در سال ۲۰۰۲ از اندونزی جدا شده و اعلام استقلال کرده است ...


مشخصات کشور مورد علاقه ی من :


* آزادی تا حدی که مانع از آسایش دیگران نشود ، از بدیهی ترین و اصلی ترین قوانین این کشور است

* در این کشور از آلودگی های رایج در دنیای امروز خبری نیست

* هیچ ماده یا محصول یا وسیله ای در این کشور تولید نمی شود که به محیط زیست یا آرامش ساکنان آن لطمه وارد کند

* در این کشور هیچ دری قفل ندارد و در هیچ مکانی دزدگیر نصب نشده است و همچنین شما نگهبان یا پلیس و مامور و سگ نگهبان و سیم خاردار و حفاظ و ... نمی بینید

* واژه های زیر برای مردم این کشور کاملا بیگانه بوده و آنها هیچگونه تعریفی از این لغات در ذهن خود ندارند : دروغ ، تهمت ، خشونت ، قتل ، آدمربایی ، دزدی ، کلاهبرداری ، ناامنی ، غارت ، تجاوز ، ...

* برخی از خصایص مردمان این کشور : بسیار شاد هستند و همیشه لبخند می زنند - هیچگاه بخاطر منافع خود منافع دیگران را به خطر نمی اندازند - هیچگاه به عقاید یکدیگر توهین نمی کنند - حتی در شرایطی که خود به کمک احتیاج دارن باز هم به دیگری کمک می کنند - همگی با یکدیگر دوست و صمیمی بوده - برای جویا شدن از احوال یکدیگر بجای ارسال ایمیل یا اس ام اس ، یا بعضا میس کال و تل و کبوتر نامه رسان و این جور چیزها ، به دیدار هم می روند !
 
* هیچگونه دادگاه ، شورای حل  اختلاف یا دادگستری یا کمیته انضباطی در این کشور وجود ندارد

* برای مهاجرت به این کشور به جای رفتن به سفارتخانه ، فقط کافیست کمی در مورد مشخصات آن ، تفکر کنید

* جمعیت این کشور طبق آخرین سرشماری قبل از نوشتن این یادداشت ، یک نفر گزارش شده است




پ. ن. ۱: وسعت مرزهای کشور ذکر شده به اندازه تخیلات ذهن من است و این کشور در هیچ محل یا مکانی غیر از وبلاگ شماره یک تاکنون ثبت و یافت نشده است !


پ. ن. ۲: سر نوشت ذکر شده در ابتدا ، هیچ ارتباطی با موضوع نداشته و فقط جهت اطلاع و آگاهی می باشد !!


پ. ن. ۳: به علت خستگی ، صفهای طولانی مراکز معاینه فنی خودروها ، برگزاری جلسات غیر علنی شورای شهر تهران در روزهای یکشنبه ، صرفه جویی در مصرف گاز ، بهبود وضعیت سرور بلاگ اسکای ، و خواب آلودگی ، این یادداشت بصورت خلاصه نوشته شده است !


پ. ن. ۴: از درج نظرات سیاسی بشدت پرهیز کنید !




۱۲ساعت بعد نوشت! : East Timor نام لاتین کشور ذکر شده در سرنوشت است (به تلفظ آن دقت شود)




________________________________

 

 
س. ن. : با سفر درون شهری امروزم به منطقه ۱۲ ، به نتیجه جالبی رسیدم ...
 

در این یادداشت به بررسی تخصصی یک بازی جدید کامپیوتری می پردازیم !

* نام بازی : سفر (درون شهری) در تهران !
* محصول : سال ۲۰۰۹ ، کمپانی شماره یک !
* سبک بازی : اکشن ، تخیلی ، درام ، کلاسیک ، حادثه ای ، ماجراجویی ، پلیسی !!!!!!!
* توجه : این بازی برای افراد زیر ۱۸ سال و همچنین افراد سالمند و یا دارای ناراحتی قلبی یا قبلی (یا بعدی !) ، خانم های باردار و ... توصیه نمی شود !
 

* توضیحات و شرح بازی :
 
- بعد از انتخاب مبدا و مقصد و همچنین شخصیت بازیکن در ابتدا ، شما می بایستی هر چه سریعتر از طریق یک مسیر مناسب خود را به مقصد برسانید ! (یک دلیل برای سخت بودن بازی!)
 
- در این بازی هیچ گونه قانون مشخصی برای رسیدن به مقصد وجود نداشته و همه چیز بر حسب زمان و مکان تغییر می کند ! (یک دلیل برای تخیلی بودن بازی!)

- هوش مصنوعی این بازی بسیار قوی بوده و به هر نحو ممکن سعی دارد شما را game over کند !!
 
- می توانید یک خودرو انتخاب کنید ، چنانچه هیچ خودرویی را انتخاب نکنید و قصد داشته باشید با حمل و نقل عمومی به مقصد برسید ، مطمئن باشید game over  می شوید !

- ممکن است بدلیل پوشش نامناسب انتخاب شده در ابتدای بازی ، در هر لحظه و در هر مکان توسط افرادی که بهمین منظور در این بازی وجود دارند ، دستگیر شده و game over شوید !!!
 
- به نقشه موجود در بازی اعتماد نکنید ! مسیری را که در نقشه دوطرفه می بینید ممکن است بدلیل عملیات های مختلف هم اکنون یک طرفه شده باشد ! و یا میدانی که تا دیروز وجود داشته امروز دیگر اثری از آن نباشد !!! پس فقط به حس ششم و شانس خود در یافتن مسیر مناسب ، اتکا کنید !

- چنانچه در ابتدای بازی شخصیت مونث را انتخاب کرده باشید ، علاوه بر موارد ذکر شده می بایستی با : مزاحمین نوامیس ! اراذل و اوباش ! افراد بیکار ! و بطور کلی تمامی جنس مذکر در طول مسیر مبارزه کرده تا به مقصد برسید !!!!!

- این بازیpause  ندارد !

- ممکن است در طول مسیر با موجوداتی روبرو شوید که حتی بدون دلیل قصد درگیری با شما را داشته و از هیچ کوششی در این راه دریغ نمی کنند ! ؛ سعی کنید بدون توجه به آنها مسیر خود را ادامه دهید در غیر اینصورت game over می شوید !!

- همچنین در این بازی موجوداتی عجیب وجود دارد که سوار بر وسیله ای به نام موتور سیکلت اند و به تعداد خیلی زیاد در همه جا یافت می شود !! برخی از خصوصیات این موجودات عجیب : جسور ، نترس ، شجاع ، بی باک ، بی عقل  ، بی همه چیز ، بی ... ! ، ... !    

- هر لحظه ممکن است در خیابان ، زمین دهان باز کرده و شما را به همراه آنچه در اطرافتان است ، ببلعد !

- به هیچ یک از علائم موجود در بازی از قبیل تابلوهای راهنمایی و رانندگی اعتنا نکنید در غیر اینصورت هیچگاه موفق به رسیدن به مقصد نمی شوید !

- اصل موفقیت در این بازی بطور خلاصه ، زیر پا گذاشتن قوانین به هر نحو ممکن می باشد !!!

- در تمامی مراحل این بازی ، یک پیام بصورت مداوم و تکراری نمایش داده می شود "در مصرف گاز صرفه جویی کنید!" ، فقط کافیست بر روی OK کلیک کرده و بازی را ادامه دهید !!!

- چنانچه در این بازی : تصادف نکنید ! تو چاه یا چاله یا جوی آب (یا هر جایی دیگری که قابل افتادن باشد !!!!!) نیافتید ! ، هنگام عبور از خیابان زیر ماشین نروید ! ، تو پیاده رو موتور بهتون نزنه ! ، آوار رو سرتون خراب نشه ! ، توسط پلیس دستگیر نشوید ! ، منفجر نشوید ! و ...    ،    شک نکنید که باز هم موفق به تمام کردن این بازی نخواهید شد !!!!!!!!!! بدلیل اینکه در این بازی "تلاش بیشتر" با "موفقیت" اصلا رابطه مستقیمی ندارد !   (یک دلیل برای درام بودن بازی !)

 

توضیح ۱ : از زمان انتشار این بازی تا کنون کسی موفق به تمام کردن بازی نشده است !

توضیح ۲ : گفته می شود این بازی از روی زندگی واقعی مردمانی ساخته شده است که در شهری زندگی می کنند که اتفاقا نام آن  تهران  است و هر روز سفرهای درون شهری متعددی را در آن انجام می دهند  !!!!!!!!!

توضیح ۳ : بزودی بازی های دیگر از سوی همین کمپانی منتشر خواهد شد :
    - رانندگی فرمول یک در تهران !
    - غول ترافیک و چراغ جادو !
________________________________



 س.ن. : تقویم و ساعت بهم یادآوری می کنن که وقتشه که چیزی بنویسم ... قوانین خود ساخته شماره یک بهم یادآوری می کنه که نمی تونم از خودم و احساساتم بنویسم ... موزیکی که همزمان با نوشتن این کلمات ، همراهیم می کنه چیزهایی رو به یادم میاره که خوشایند نیست ... و از همه مهمتر شنیدن صدای دریل کاری همسایه عزیزمان است که عنوان این یادداشت را به من یادآوری می کند !!!

 

چگونه همسایه خود را آزار دهیم ؟!

 مواد لازم : یک عدد همسایه با فرهنگ که متوسط تحصیلات خانوادگی آنها دکتراست و چندین و چند سال در کشورهای اروپایی زندگی کرده اند و بشدت نسبت به فرهنگ آپارتمان نشینی همسایه های خود حساس هستند !!!

 
۱- همیشه در راهرو ها و راه پله ها با صدای بلند با تلفن همراه صحبت کنید!

    تذکر : چنانچه دارای لهجه خاصی هستید این مورد تاثیر بسیاری دارد !


۲- آدامسهای جویده شده خود را هیچگاه دور نیاندازید ! دستگیره درها و میله راه پله ها مکانی بهتری برای چسباندن آدامسها می باشد!!


۳- کشیدن و جابجایی وسایل منزل خصوصا در زمانی که کف سرامیک باشد صدای بسیار زیبایی را تولید می کند که نباید همسایه عزیز را از شنیدن این صدای دلنشین محروم کنید !


۴- تمامی کفشهای مورد استفاده و حتی غیر قابل استفاده خود را در پشت در بگذارید ! (فراموش نکنید که داخل خانه جای این چیز ها نیست !!!)


۵- هنگام ورود و خروج از منزل خود ، درب را (تا حد امکان) محکم بسته ! (بدین ترتیب از بسته شدن آن نیز مطمئن خواهید شد! )


۶- اگر می خواهید ۵ میخ را در دیوار فرو کنید هیچگاه ۵ میخ را بصورت متوالی به دیوار نکوبید ! بلکه با فاصله زمانی ۵ دقیقه ، میخ بعدی را وارد دیوار نمائید! (با این کار نه تنها ۲۵ دقیقه روی افکار همسایتان میخ کوبی کرده اید بلکه 5 بار او را سورپرایز کرده اید !!!)


۷- زمانی که همسایه عزیز مهمان دارند و مهمانهای آنها در حال ورود و یا خروج می باشند ، بهترین زمان برای بیرون گذاشتن زباله ها است !

    تذکر : پوشیدن پیژامه و زیر پوش و دمپایی از الزامات این مرحله می باشد !


۸- فرزند بیشتر ، همسایه آزاری بیشتر !!! یادتان باشد که هیچگاه فرزندانتان را برای بازی کردن در خانه محبوس ننمائید ، بلکه به آنها اجازه دهید آزادانه در راهروها و راه پله ها تفریح کنند !

    تذکر : خریدن مداد شمعی برای کودکانتان در این مرحله الزامی می باشد !


 ...

 

توجه : چنانچه موارد گفته شده برای همسایه آزاری کافی نمی باشد کافیست از همسایه گرامی اینجانب سایر موارد را سوال نمائید .

 پ.ن. : "این همه نمک رو از کجا میاری گونی گونی خالی می کنی تو مطالبت؟!" مهم نیست که چه کسی این سوال رو پرسیده مهم اینه که :

اگر اتفاقات نه چندان خوشایند پیرامونمون که با زبان طنز اینجا نوشته می شود همانند زخمی باشد در ذهن من ، بی تفاوتی و بی مسئولیتی آدمها نسبت به این مسائل و اتفاقات ، درست مثل نمک بر روی زخم است ... و این همان نمکیست که گونی گونی در میان مطالب شماره یک می بینید ...


________________________________

 
 

از شدت سرما دستهامو تا آرنج تو جیبای شلوارم کرده بودم ! و همزمان سعی داشتم که حداقل افکارم رو از یخ زدگی نجات بدم ... نمی دونم تو سرمای چند درجه زیر یا روی صفر ، پیاده روی در منطقه ۱۳ شهرداری تهران چه خیری برام داشته که اون روز هوس انجام این کار رو کردم ... مسیر مارپیچ و ناهمگونی که بعضا بخاطر ساخت و ساز ساختمانی و متعاقبا بسته شدن پیاده رو ، انسانهای علاقه مند به پیاده روی رو مجبور می کرد گهگاهی با ورود به خیابان ، تنوعی هر چند خطرناک را تجربه کنند ! ... من نیز از این قاعده مستثنی نبوده ، که با عبور از کنار یک ماشین پارک شده و باز شدن ناگهانی درب آن ، نه تنها از اون قاعده مستثنی شدم !!! بلکه با جوب کنار خیابون هم یکی شدم ! (قافیه دارد!)
بر خلاف همیشه و بنا بر روال چند وقت اخیر ، اعتراض خود را به گوش طرف رساندم و جوابی شنیدم که موجبات تامل چند لحظه ای من شد : خب می خواستی از اینجا رد نشی !!!
با کمک چند انسان خیر از آن مهلکه نجات پیدا کرده و قصد انجام عکس العملی مناسب را داشتم که موارد زیر به ذهن نیمه منجمدم خطور کرد :
الف- گرفتن یقه شخص خاطی و ... ... ... ... ... ... ، که دیگر در هیچ شرایطی هوس باز نمودن درب ماشین را ننماید !!!

ب- تماس با مرکز فوریتهای پلیس (همون ۱۱۰ !) و شکایت از عدم اجرای طرح انضباط اجتماعی در منطقه ۱۳ !

ج- در صورت عدم توانایی برای اجرای مورد الف ، باز نمودن دهان خود و بکار بردن الفاظی شایسته شخص خاطی

د- ادامه راه خود بدون هیچگونه عکس العملی و تفکر در مورد عنوان این یادداشت !



تذکر : منظور از الاغ بکار رفته در عنوان ، آن حیوان چهار پای زحمت کش نیست ! بلکه استعاره از موجوداتی ۲پا است که ظاهری همانند یک انسان دارند ولی فاقد هر گونه شعور و درک می باشند !

تذکر : هیچوقت در هنگام پیاده روی دستهایتان را درون جیب هایتان نکنید !

________________________________

 

 
از آنجاییکه آلودگی هوا شهر تهران در این چند روز گذشته و احتمالا حال و آینده خبر شماره یک تمامی جلسات و محافل و خبرگزاری ها شده ، وبلاگ شماره یک نیز از این قافله عقب نمانده و اینبار سعی دارد از نگاه علمی و با زبان تخصصی به بررسی این پدیده شوم بپردازد :

 
 
« آلودگی هوا »

- تعریف : عبارت است از زمانی که در شهر دیگر چشم چشم را نمی بیند ، و با تنفس هر گازی به درون ریه های شما می رود جز اکسیژن ، و در این میان مسئولین مرتبط تشکیل جلسه اضطراری داده و با صرف شیرینی و چای بدون هیچ گونه نتیجه گیری جلسه را به پایان می رسانند.

- علل پیدایش : وجود کارخانه ها و صنایع آلاینده در داخل و حریم شهر ، کمبود و اصلا نبود سیستم حمل و نقل عمومی ، کیفیت پایین سوخت های مصرفی از قبیل بنزین و گازوئیل و ... هیچکدام علت آلودگی هوا نمی باشد !!! ... بلکه فقط شهروندان مقصرند !

- علائم : اگر فکر می کنید که سرگیجه شما بدلیل فشار خون پائینتان است ، اگر فکر می کنید سردرد های شما ناشی از خستگی کار می باشد ، اگر فکر می کنید که قلب درد شما بخاطر شکست عشقیتان است ، دقیقا درست فکر کردید و اینها هیچ ارتباطی با آلودگی هوا ندارد !!!

- ضرب المثل مرتبط : سازمان مسئول آلودگی هوا که ۲ تا شد (یا بیشتر) ، هوای شهر تهران یا آلوده میشه یا آلوده تر !!!

- توصیه مرتبط : در مصرف آب و برق و گاز و تلفن و خودروی شخصی و گوجه فرنگی و بنزین و اکسیژن ، صرفه جویی کنید !

- تذکر مهم : تا اطلاع ثانوی لطفا نفس نکشید !!!!!

 
________________________________

 

من ، شب ، قبل از خواب ... تصمیم گرفته ام که بنا بر توصیه یک دوست (در مورد نوشتن نقاط قوت) فردای خود را با نگاهی متفاوت و با حس مثبت اندیشی گذران کنم ، تا هم خواسته دوستمان را اجابت کرده باشیم و هم شاید تغییری در زندگی یکنواخت خود ایجاد شود و هم سوژه ای باشد برای تیتر شماره یک ... و چشمهایم را بستم .
 
 

    ۲۴ساعت مثبت اندیشی !

ساعت ۶ صبح با صدای چکش کوبیدن همسایه به دیوار ، بیدار می شوم و با وجود میل باطنی برای فحاشی علیه آن همسایه گرامی و گلایه از نبود فرهنگ آپارتمان نشینی در بین ملتی با ۷۰۰۰ سال تمدن ، به این فکر می کنم که چه خوب است که همسایه ای داریم که صبح ها همانند خروس ما را از خواب بیدار می کنند و اصلا چه خوب است که همسایه ای داریم و متوجه می شویم که در شهر زندگی می کنیم (و در بیابان تنها نیستیم!!) و خدا رو شکر کردم که همسایه عزیز هنوز زنده هستن و نیمه های شب دچار گاز گرفتگی و خفگی نشده اند !! (به دلیل عدم استفاده از دودکش مناسب و استاندارد ! ... توصیه های ایمنی رو جدی بگیرید!)

بعد از آن رفتن به پارکینگ خودروها و دیدن این صحنه که ... یک ماشین متعلق به یکی از همسایگان شریف ، به گونه ای نزدیک به درب ماشین بنده پارک نموده اند که امکان سوار شدن به خودروی خود حداقل از آن سمت تلاشی بیهوده است ؛ ولی اینبار نیز بر خشم خود غلبه کرده و سعی کردم با دیدن نکات مثبت این اتفاق به خود آرامش را اعطا نمایم ... بنابراین خوشحال از اینکه ماشینها در هر دو طرف درب دارند!! و این امکان برای من نیز وجود دارد که از سمت دیگر سوار خودرو شوم قصد انجام این عمل را داشتم که ... به یاد خرابی قفل درب شاگرد راننده افتادم !!!! اینبار نیز به اعصاب خود مسلط بوده و سعی کردم ذهنم را به این سمت منحرف کنم که چقدر خوب است که می توان از درب عقب هم برای سوار شدن استفاده کرد که در غیر اینصورت صندوق عقب گزینه بعدی برای سوار شدن به ماشین در اون شرایط بود ... خلاصه ... هنگامیکه سعی در رساندن خود از عقب ماشین به پشت فرمان را داشتم ، صدای پاره شدن قسمتی از لباسم (که نیاز به انعطاف بیشتری در آن لحظه را داشت!!!) ، توجه من را به خود جلب کرد و اینبار نیز سعی کردم که تصمیم شب گذشته خود را فراموش نکرده و به این موضوع فکر کنم که خدایا شکر که ... فقط لباسم پاره شده و خودم سالم هستم !!!!!!!!!!!!!!!!

 
 و این داستان تا شب ادامه دارد ...

 


- نتیجه گیری : وقتی هیچ چیز برای دلخوشی وجود ندارد ، خودتان را دلخوش نکنید و دیگران را وادار به دلخوش بودن نکنید !

- نتیجه گیری ۲ : همیشه لباس یدکی بهمراه داشته باشید !

- تذکر : این داستان به همان شکل تعریف شده ادامه ندارد ، بلکه در نیمه های آن روز ، عهد خود را شکسته و مابقی شبانه روز خود را به همان سبک و سیاق گذشته ادامه دادم !!!

 
________________________________
   1      2      3    >>

Your IP Address